Saturday, April 04, 2009

عیدیه قلی در سال جدید

نمی خواستم با قلی برم. ولی اغفال شدم. آقای آنام خان هی گفتن امروز طرح تق و لقه. نتیجه‌ش هم شد یه دور شمسی قمری زدن چون از گردنه‌ی اول نتونستم رد شم و برادران ارزشی نظامی مجبورم کردن دور بزنم، سر گردنه‌ی بعدی هم غافلگیر شدم . نه راه پیش داشتم نه راه پس. بیست دقیقه التماس کردم که به ماشین قفل نزنن و اسیرم نکنن تا بعدازظهر. الکی می‌گفتم کارم تا دیر وقت طول می‌کشه نمی‌تونم ساعت 5 بیام، ولی ته دلم شور می‌زد از گرفتن خلافی قلی، که حتمن تا حالا سر به فلک گذاشته. آخرش کلی قسم و آیه خوردم که سر همین دور برگردون بر‌می‌گردم. آقای افسر دلش به رحم اومد و فقط یه برگه‌ی جریمه‌ی 13 هزار تومنی گذاشت کف دستم و گفت این دفعه‌رو می‌تونی بری. ولی دیگه وارد طرح نشیا. مدارکمو گرفتم و راه افتادم دوباره. زنگ زدم به آقای آنام خان و گفتم من چرا به حرف تو گوش کردم آخه؟ اگه ماشینو قفل زده بودن من نمیرفتم دنبال کاراش!
تعجبم از این وظیفه شناسی جدید راهنمایی رانندگی و نیروی انتظامی بود. سالهای پیش تا یه هفته بعد از عید و یه هفته قبل از عید خود طرح ترافیک هم تق و لق بود چه برسه به زوج و فرد، امسال روز 15 فروردین همه ی پلیسایی که تمام عید و قبل از عید هم آماده باش بودن و یا تو جاده‌ها مستقر بودن یا تو شهرها، سرحال و قبراق سرکارشون حاضر شده بودن.
درسته که خودم یه روز در میون مجبورم با مترو و اتوبوس و تاکسی برم و سختمه، درسته که قبلن‌ها به راحتی آب خوردن در میرفتم از جلوی پلیسای طرح زوج و فرد و به عدد انگشتای دستم یه عالمه راه میون بر واسه دور زدن پلیسا بلد بودم و الانا دیگه همشون لو رفتن، ولی واقعن لذت میبرم از اینکه اینقدر جدی این کار انجام می‌شه. این چن ماه اخیر واقعن بار ترافیکی محدوده‌های مرکز شهر به خصوص مطهری و شهید بهشتی خیلی خیلی کم شده.

فرزاد میگه من گفته بودم قلی گونزالس رو ببرن پارکینگ اعمال قانون بکنن چرا فقط جریمه‌ت کردن. من چی بهت بگم آخه فرزاد؟

No comments:

Post a Comment